شیرین زبونی دخمل طلاهام
سلام و صد سلام به دخترای نازنینم به عروسکای خوشگلم الهی مامان مهدیه فداتون بشه باورم نمیشه اینقدر زود دارید بزرگ میشید درسته بعضی موقعها واقعا از دستتون کم میارم ولی تا حالا نشده نا شکری کنم الان که دارم براتون می نویسم مثل دوتا فرشته کوچولو بغل هم خوابیدید منم از فرصت استفاده کردم و گفتم تا یادم نرفته بیام و کمی از شیرین زبونیاتونو بنویسم دو تا آبجی عاشق همید و این برا من و بابایی آخر نعمته خیلی خوب هوای همو دارید چند وقت پیش نمیدونم سینا چی به ثنا گفت سریع سارا واکنش نشون داد و سریع سر سینا داد زد و گفت چی گپتی هر چی باشه خواهر بزرگست دیگه یک دقیقه بزرگتر قربون بزرگیت برم من . چند وقت پیش ثنا برگشته به سارا میگه آجی گلی سارا...
نویسنده :
مامان مهدیه
1:23



